مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

درباره سریال قتل (the killing): تنش های بیرونی، تعلیق های درونی

سریال قتل برگرفته از یک مجموعه موفق تلویزیونی دانمارکی است که داستانی کم و بیش آشنا در ژانرهای جنایی/معمایی دارد: کشف جسد دختری نوجوان که مایه جست و جوی افسران پلیس را فراهم می آورد و مسیری پرتعلیق را در راه شناسایی قاتل ترسیم می کند.مولف سریال، ونا سود، اما در این مسیر آشنا، مایه های جذابی را پرورش داده است که باعث می شود کنجکاوی مخاطب بر حدس های کلیشه ای اش فائق آید و شمایلی هوشمندانه و پرتأمل از داستان آفریده شود. یکی از مهم ترین این مایه ها، گسترش داستان به سه سطح ظاهرا مجزا است: اول؛ داستان والدین دخترک که حال و هوای افسرده بعد از مرگ بچه شان، آن ها را به سوی رفتارهایی سوق می دهد که خود به وجود آورنده سائقه هایی دراماتیک در طول روایت سریال است. دوم؛ داستان دو افسری که مأمور این پرونده اند و خود در زندگی شخصی شان، مشکلاتی خانوادگی دارند و تبار و پیشینه شان، از آن ها نقاب های کلیشه ای «پلیس» را در این جور گونه های سینمایی و تلویزیونی برمی دارد. سوم؛ داستان یک نامزد انتخابات شهرداری که جسد دخترک مقتول، در اتومبیل مسروق از تیم سیاسی او کشف شده است و مسیر داستان، ماجرای جنایی مزبور را به موازات کنش های سیاسی او پرورش می دهد. این تقسیم بندی داستانی، راه را برای سوق دادن روایت به احتمالات مختلف باز نگه می دارد و در هر قسمت از سریال، فردی مظنون تلقی می شود که تقریبا همه شواهد علیه او است، اما با ظهور قرینه ای از جزئیات داستان های دیگر، حدس غالب به افول می گراید و گزینه های دیگر مطرح می شوند. در عین حال این روند، باعث شده است که درام کار، صرفا روی نشانه های بیرونی متمرکز نشود و حال و هوای آدم های داستان هم به موازات تعلیق برای کشف معما، مهم تلقی شود. شخصیت اصلی داستان، سارا لیندن، که افسری است در آستانه استعفا از دستگاه پلیس و آماده ازدواجی که از هر جهت مطلوب به نظر می رسد، بارزترین تبلور این تمهید است. تردیدهای او در رفتن و ماندن، مشکلش با پسر نوجوانش جک، و سابقه خانوادگی متلاشی اش از او شمایلی می آفریند که انگار به موازات اوضاع نابه­سامان بیرونی، در لایه های شخصیتی اش هم ناآرامی و تنش جاری است. همین موضوع درباره همکار او استفن هولدر هم جریان دارد و پیشینه ای از اعتیاد و بزهکاری باعث می شود مخاطب همواره با دیده ای مملو از شک به او بنگرد.

سریال قتل در کنار امتیازهای متعدد متن و اجرایش، برای ما ایرانی ها از دو جنبه دیگر هم جذاب است. نخست؛ تصویر آلوده و سیاهی که داستان از ساحت سیاست و حکومت در آمریکا ترسیم می کند و دوم؛ همدلی بارزی که در جریان قصه با مسلمانان به عمل می آید و از اتهامی که بعد از جریان 11 سپتامبر همواره روی شان به عنوان تروریست و جانی سنگینی می کرده، نوعی اعاده حیثیت می شود. این ایده، برای مدعیانی که تصویری تک قطبی از سینما و تلویزیون آن سوی مرزها ارائه می دهند و اصرار دارند که در این فضا، دائما علیه اسلام و مسلمین و در راستای تحکیم مبانی قدرت سیاسی غرب، داستان و فیلم و سریال ساخته می شود، شاید جالب تر باشد و انتظار پاسخ به این سوال را از جانب ایشان فراهم می کند که آیا با توجه به جو کنونی، اصولا ساخت فیلم یا مجموعه ای با همین موضوع در دیار ما قابل تحقق است؟

مطلب بالا در اولین شماره هفته نامه آسمان درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٧/۳٠