مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

تصویر مناسک در سینما: روح عبادت یا نشان سیاست؟

یکی دو سال پیش در نشریه ای که فکر می کنم روزنامه خبر بود، به مناسبت فرارسیدن ماه رمضان، مطلبی را درباره بازتاب مناسک دینی در سینما نوشتم. اکنون که در این ماه دوباره قرار گرفته ایم، شاید بازخوانی آن مطلب خالی از وجه نباشد.

 

 

 

                        

 

 

 

 

 

روال متداول مطالب حقیر در این ستون از روزنامه ، بازخوانی وقایع و یا مضامین سینمایی بر اساس مناسبت های تقویمی است و اکنون که ماه مبارک رمضان است ، چه مناسبتی دلپذیرتر از این مقطع زمانی . نخستین تبادر ذهنی سینمایی از این بحث معطوف به بازتاب رمضان و عبادت شاخصش ، روزه داری در سینمای ما است. نگارنده قبلا درباره انعکاس مناسک مختلف عبادی/دینی در آینه سینما مطالبی نوشته است ، اما در باب روزه کمتر تصویر ذهنی را در یاد دارد و موارد بسیار معدودی مثل افطار کردن مأموران امنیتی در فیلم روز شیطان ( بهروز افخمی)  و یا روزه های ریاضتی شخصیت اصلی فیلم پری ( داریوش مهرجویی) را به خاطر می آورد. اما این که چرا روزه در سینما در قیاس با برخی مناسک عبادی دیگر( مثل نماز) کمتر نمود داشته ، شاید یک دلیلش به ماهیت این عبادت برگردد که چندان جلوه بصری و نمایشی ندارد و برای همین پتانسیل تصویرسازی در آن کمتر از سایر عبادت های جلوه گون است. اتفاقا در برخی روایات نیز اشاره شده که روزه از جمله عبادت هایی است که کمتر در آن ریا و تظاهر راه دارد ، چون نشانه ظاهری مشخصی ندارد.

اما اجازه دهید از این بحث پلی بزنیم به مبحثی دیگر و آن این که اصولا جایگاه مناسک در سینما چیست. لابد در بسیاری از فیلم های قدیم و جدید خارجی مخصوصا آمریکایی دیده اید که مناسک عیسوی جلوه ای پررنگ دارد؛ از دعای قبل از تناول غذا گرفته تا آیین های کلیسایی ومراسم خاص تدفین و ازدواج و غسل تعمید گرفته  و اعیاد خاص مناسبتی . آیا این نکته برای مخاطب عجیب است؟ پاسخ منفی است. به نظر می رسد این آیین ها چنان در بافت فرهنگی مردم آن دیار تثبیت شده است که حتی اگر بسیاری شان مقید و معتقد به آن ها هم نباشند ، باز بازتاب های این چنینی در فیلم های شان به راحتی قابل درک و حتی تأمل است. ولی در سینمای ما چه؟ بسیاری از مناسک محمدی ما نیز صدالبته در عرف و فرهنگ و تمدن و زندگی روزمره مان جلوه ای اساسی دارند ، ولی پس چرا نمایش آن ها در سینما کمتر رخ می دهد؟ یک پاسخ دم دستی و سهل انگارانه آن است که سینماگران ما دین و ایمان درست و حسابی ندارند و در راه سکولاریسم قدم می نهند. اما این پاسخ سست تر از آن است که محلی از عنایت داشته باشد ، چه آن که اگر قرار به این چیزها باشد که جوامع غربی از ما – ظاهرا – سست ایمان ترند ؛ پس چرا مناسک دینی در فیلم های آن ها جلایی بیش تر دارد؟!

یکی از تفاوت های  مناسک دینی در جامعه ما و دیگران ، به تلقی های بیرونی از این عبادات مربوط می شود. در جوامع دیگر ، عبادت همان مفهوم صرف عبادت را دارد و کمتر پیش می آید منظور دیگری از عمل شخص عبادت کننده تعبیر شود. اما در اینجا ، عبادت جدا از وجوه دینی خاص خودش ، گاه نوعی نشانه اجتماعی / سیاسی نیز محسوب می شود چرا که مذهبی بودن و بهتر بگوییم مذهبی وانمودن ، یکی از راه های نمایش تقید به مناسبات سیاسی حاکم است. کسی که نماز می خواند ، روزه می گیرد ، محاسن می گذارد و.. نسبت به کسی که این ها را انجام نمی دهد بیشتر در معرض تلقی وابستگی به دستگاه حاکم قرار می گیرد و همین شاید به شکلی ناخودآگاه ، هنرمندی را که به هر روی بر استقلالش از نهادهای آمر تأکید می ورزد ، به سمت رویکردی گریزانه سوق دهد. برای همین است که در اغلب اوقات وقتی فیلمی را می بینیم که از مناسک بهره هایی گرفته است ، با توجه به انواع و اقسام تسهیلات و مزایایی که برای سازندگان فیلم های این چنینی تدارک دیده شده است ، ته ذهن مان معطوف به شائبه ریاکاری و فرصت طلبی هم می شود. طبعا هنرمندی که گریزان از این جور شائبه ها است ، ترجیح می دهد از اصل بگذرد تا دچار فرعیاتی چنین نشود. اما چه باید کرد تا هم اصل موضوع نادیده انگاشته نشود و هم حواشی آفت زا محدود گردد ؛ امری است که نیاز به بررسی و تأمل دارد. این دغدغه همه کسانی است که در طرح مضامین دینی در سینما ، صداقت و خلوص را هم مد نظر دارند.    

 

 

 

 

   + مهرزاد دانش - ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٤