مهرخرد

یادداشت‌های سینمایی مهرزاد دانش

پدر و دختر و روح القدس (درباره فیلم عهد کاملا جدید)

 

 فیلم روز هشتم به عنوان مشهور‌ترین و احتمالا محبوب‌ترین فیلم ژاکو ون دورمل، بازی تفننی جالبی با ادبیات عهد قدیم دارد که نام فیلم هم از همین بازی گرفته شده است. هفت روز آفرینش جهان در این فیلم به جای اختصاص یافتن به تکوین شب و روز دریا و خشکی و... به درست کردن چیزهایی از قبیل هواپیما و تلویزیون و... تغییر ماهیت داده است و البته با یک روز اضافی هم همراه شده است. حالا این شوخی در فیلم جدید ون دورمل شکل گسترش یافته‌ای به خود گرفته است و به جای مقدمه تورات و انجیل، آرایه‌های پست مدرنیستی با مفاهیم دیگرش درآمیخته است: از نفس نگارش خود انجیل گرفته تا موضوع حواریون؛ از معجزه گرفته تا مفهوم و روند خلقت. این رویکرد نشان دهنده تداوم علائق پست مدرنیستی این فیلمساز است. او اگر در روز هشتم، با مایه‌های عقل و جنون بازی‌های پست مدرنیستی کرد و در آقای هیچ کس موضوع عینیت و ذهنیت و سرنوشت را به چالش‌های هجوآلود کشید، حالا در عهد کاملا جدید، ادبیات آیینی کهن با ویرایشی فراتجددی بازخوانی می‌شود. این بار طبق ادبیات کاتولیکی، باز هم با فرزند خدا رو به رو هستیم، ولی به جای پسر، دختر خدا (ائا) شخصیت اصلی ماجرا است. با توجه به اینکه در این فیلم هم مانند فیلم روز هشتم، راوی فیلم در حال بازخوانی فانتزی ادبیات کتاب مقدس است، چه بسا همه چیز قرار است از زاویه ذهن او به عنوان یک دختربچه به موضوع جهان هستی و ارتباطش با نمودهای آیینی ترسیم شود و چه بسا هم که نه؛ به هر حال سرگشتگی در نیل به مقصد و عبور از موقعیت، خود یکی از المان‌های اصلی متون پست مدرنیستی است.

مفهوم شام آخر، خلقت آدم و حوا، روند تکامل، جنگ‌های مقدس، قربانی کردن، ملائکه و... از جمله ایده‌هایی است که در این فیلم دستمایه رویکرد فراتجددی فیلمساز واقع شده‌اند، اما نگاه فانتزی فیلم صرفا به این نوع مفاهیم نیست و مانند هر فیلم پست مدرنیستی دیگر، در این اثر هم حجم قابل توجهی از ارجاع ساختارشکنانه به عناصر آشنا حضور دارند؛ مخصوصا عناصر آشنای سینمایی. گاهی اوقات این عناصر در قالب گفت‌و‌گو‌ها مورد اشاره قرار گرفته‌اند مثل سوال ویکتور (مرد ژنده پوش که قرار است کاتب کتاب ‌ائا باشد) درباره اینکه دخترک آیا فیلم‌های سرباز جهانی و ضربه دو جانبه ژان کلود ون دام را دیده است که صحبت از نام مختصر جی. سی می‌کند؟ (منظور دختر از جی. سی، برادرش عیسی مسیح jesus Christ است و ویکتور فکر می‌کند منظور ژان کلود ون دام است!) اما اغلب ارجاعات سینمایی در فضای موقعیت‌ها و نمودهای بصری شکل می‌گیرد که فهرست پرشماری هم دارند: مادر و بچه علیل الذهنش از یک طرف یادآور فیلم روز هشتم خود ون دورمل هستند و از طرف دیگر نوع تمهیدی که مادر برای خفه کردن بچه انتخاب می‌کند، فیلم عشق میشل هانه که را تداعی می‌کند، خیرگی مردم به نوع راه رفتن اورلی (دختری که دست مصنوعی دارد) ارجاع به سکانس معروف مالنا است، شخصیت قاتل و مراوده عاطفی‌اش با اورلی، لئون لوک بسون را به یاد می‌آورد، ارتباط مارتین با گوریل در قفس باغ وحش ارجاع به سیاره میمون‌ها است، ساخت ماکت کشتی با چوب کبریت یادآور تایتانیک است، ایده اطلاع از اندازه عمر، فیلم به موقع (اندرو نیکول) را متبادر می‌سازد، حرکت لیوان روی میز ارجاع به استاکر تارکوفسکی است، و... انگار همه این ارجاعات سینمایی، در پرورش بازآفرینی‌های آیینی نقشی ارگانیک دارند و به کمک این هنر است که می‌توان مفاهیم ازلی ابدی حوزه آیین را در گفتمانی دیگر معنایابی کرد.

جدا از همه این‌ها، فضاسازی‌های فیلم نیز از دیگر امتیازات اثر است. حضور آدم (اولین انسان خلق شده) در یک کتابخانه و مطالعه کتاب‌هایی با کاغذهای سفید بی‌متن، افتادگی نوار کوچک مستطیل شکل مشکی روی تصویر که باعث ستر عورت آدم می‌شود، در آغوش گرفتن تصویر خود در آینه، شوخی بامزه واکنش مختلف آدم‌ها به دانستن زمان مرگ خود (مخصوصا جوانی که با اطلاع از عمر خیلی طولانی‌اش، خطرناک‌ترین پرش‌ها را از ارتفاع انجام می‌دهد و هر بار هم زنده می‌ماند)، از جمله این جلوه‌ها است.

اما با این همه، عهد کاملا جدید در مقایسه با روز هشتم و آقای هیچ کس (بقیه فیلم‌های این کارگردان را ندیده‌ام)، افت محسوس دارد و به درخشندگی آن‌ها نیست. برخی از ایده‌های فیلم در حد‌‌ همان ایده باقی مانده‌اند و در متن حل نشده‌اند و‌گاه نیز منطق درونی فیلم مخدوش می‌شود (دخترک قرار است معجزات خود را در فضای رئال پیش ببرد – مثل‌‌ همان ماجرای اصابت گلوله به دست مصنوعی زن جوان – اما ناگهان فضای مربوط به او متافیزیکی می‌شود و راه رفتنش را روی آب مشاهده می‌کنیم) و پایان بندی فیلم نیز دم دستی‌تر و سست‌تر از توقعی است که با تماشای اوائل و میانه اثر نزد مخاطب حاصل می‌شود. ولی به هر حال فیلم اثر دیگری از فیلمسازی است که به رغم کارنامه کم حجمش، یکی از جدی‌ترین و بهترین مدعیان عرصه سینمای پست مدرن است و تماشای این اثر هم برای همه کسانی که این رویکرد سینمایی را تعقیب می‌کنند، الزامی به نظر می‌رسد.

مطلب بالا در شماره 506 ماهنامه فیلم درج شده است.

  
نویسنده : مهرزاد دانش ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٥/۱/۱٤